روانشناسی عمومی

روانشناسی : شناخت ذهن و روان

یکی از مکانیزم های دفاعی ، مهم

سرکوبی

سرکوبی و انکار ناخودآگاه چیزی موجب  

اضطراب می شود .

نوعی فراموشی ناهوشیار چیزی است که موجب

ناراحتی یا رنج ما شده است .

انکار

موجب وجود یک تهدیدی خارجی یا رویداد آسیب زا است ( مثال : والدین ی که فرزندی را از دست می دهند )

واکنش وارونه ، مهم

نوعی دفاع بر علیه تکانه ای ناراحت کننده است ، یعنی نشان دادن فعالانه تکانه مخالف با آن

مثال : شخصی که توسط تکانه های پرخاشگری  شدید آشفته شده امکان داری بیش از اندازه برای رفاه دیگران واکنش نشان می دهد .

فرا فکن

نسبت دادن تکانه ناراحت کننده به دیگری ( مثال : من از او تنفر ندارم ، بلکه او از من نفرت دارد )

همانند سازی :

فرد سعی می کند صفت دیگران را به خودش نسبت دهد . ( در دوره کودکی و نوجوانی برای رشد مناسب است )

واپسروی یا واپسرانی ( ناهوشیار )

شخص به دوران کودکی ( پیشین زندگی ) که لذت بخش و بدون ناکامی و اضطراب دارد بر می گردد . ( نا هوشیار)

مثال : رفتارهای بچه گانه و وابسته از خودش نشان می دهد تا به آن دوران امن برگردد .

دلیل تراشی :

تغییر مجدد رفتارمان برای این که منطقی تر و پذیرفته تر به نظر برسیم و برای اینکه فکر یا عملی را موجه نشان دهیم ، خودمان را متقاعد می سازیم که توجه منطقی برای آن وجود داد .

شخصی که از شغلی اخراج می شود در هر صورت می گوید که شغل خوبی نبود .

جا بجای :

اگر موضوعی که تکانه ها نهاد را ارضاء می کند در دسترس نباشد شخص ممکن است آن تکانه را با موضوع دیگری جابجا کند

مثال: شخصی از رئیس خود ناراحت است در منزل این خشم را بر روی بچه پیاده می کند .

فلسفه بافی :

تلاش برای گسستگی عاطفی از یک واقعیت ناراحت کننده

والایش :

تغییر دادن تکانه های نهاد است . انرژی غریزی نهاد است به طرف کانال هایی که از نظر جامعه پذیرفته تر است حرکت می کند .

 جبران

تلافی کردن یک نقص

نظریه آبراهام مزلو : مهم

-        نیازهای فیزیولوژیکی ( نیازهای کمبود )

-        نیازهای ایمنی ( نیازهای کمبود )

-        نیازهای اجتماعی یا تعلق پذیری و عشق ( نیاز نوجوانی )

-        نیاز به احترام ( نیازهای نوجوانی )

-        خود شکوفایی ( نیازهای میان سالی )

خود شکوفایی

تحقق یافتن توان و استعدادهای فرد که مستلزم شناخت واقع بینانه ضعف ها و قوت های فرد است .

خود شکوفایی غریزی است ولی در همه نیست چون گاهی اوقات ممکن است به دلیل تربیت غلط نیاز سوم و چهارم مرتفع نشود در نتیجه آخرین نیاز خود را نشان نمی دهد و چون ضعيف ترین است زود در آن اختلال ایجاد می شود .

مثل : آزادی زیاد یا فقدان آزادی ممکن است مانع خود شکوفایی شود ) ..

تعریف اسکینر از انسان

انسان ها دستگاه های پیچیده ای هستند که به شیوه های قانونمند عمل می کنند .

رفتار پاسخ گر

پاسخی که به یک محرک خاص داده می شود . ( جانشینی یک محرک به جای محرک دیگر )  مانند ضربه به زانو و پرش آن  . پاولوف هنگام کار کردن با سگ ها دریافت که آنها به محرک های خنثي ، مثل صدای پای مراقب خود بزاق ترشح می شد .

یکی از ویژگی های اصلی سازی رفتار کلاسیک ، مهم

شرطی است

( مثال : سگ ها یاد نگرفته اند که به صدای زنگ پاسخ دهند که در این مورد تقویت همان غذا است با این همه پاسخ شرطی شده بدون تقویت نمی تواند ماندگار باشد . )

خاموشی  ، مهم

سگی به صدای زنگ شرطی شده اگر بعد از صدای زنگ غذا نیاید کم کم ترشح بزاق سگ ضعیف شده و از بین می رود که این پدیده را خاموشی می نامند . برای تربیت بچه ها رفتاری که تقویت می شود تکرار می گردد و رفتاری که توسط والدین تقویت نشود خاموش می گردد .

رفتار کنش گر : مهم

-        ارادی است

-        بر محیط تاثیر دارد و آن را تغییر می دهد .

 برخی از رفتارهای انسان خود انگیخته هستند ( تصادفی ) و نمی توان آنها را به طور مستقیم به محرک های خاصی مربوط دانست  در واقع گفته می شود که چنین رفتاری به جای اینکه توسط یک محرک فراخوانده شود صادر می شود .

جعبه اسکینر

یک مدتی موش را از غذا محروم می کند . موش به صورت اتفاقی با اهرم تماس پیدا می کند که در این مرحله مقداری غذا وارد جعبه می شود . شخصی که تقویت کننده ها را کنترل می کند رفتار آزمودنی ها را کنترل کند .

رفتار خرافی

در زنگی همواره رویداد هایی اتفاق می افتند که نمی توان آنها را به طور منظم در آزمایشگاه کنترل کنیم ، گاهی اوقات پس از اینکه رفتاری را نشان می دهیم که به طور تصادفی تقویت می شویم ، در نتیجه آن رفتار که تقویت منجر شده شاید در موقعیت مشابه تکرار شود .

مثال : هنر پیشه ای با لباس آبی مورد توجه کارگردان قرار می گیرد و آن را می پذیرد ، بر همین اساس هنر پیشه تصور می کند که لباس آبی برای وی خوشايند است .

عواملی که موجب فرآموشی می شود . مهم

تداخل : مطلبی را که بعدا می آموزيد در آموخته های قبلی تداخل ایجاد می کند و در نتیجه یادآوری آنها را با دشواری روبرو می سازد. پس ما نباید با تکرار کردن یاد بگیریم ، یکی از این شیوه ها یادداشت برداری از مطالب است که در وقت صرفه جویی می شود . ب) به مجموعه کل فصل نظر انداخته که زیر مجموعه ها یا طبقه بندی کدام است .

انواع یادگیری ، مهم

1)     یادگیری از راه بینش

2)     یادگیری پنهان

3)     یادگیری مشاهده

نکته : تعریف یادگیری نسبتا دائم در رفتار است که در نتیجه تمرین حاصل می شود .

خوگیری :

ساده ترین نوع یادگیری است . ( مثل : نادیده گرفتن محرکی که با آن مانوس شده ایم که پیامد مهمی برای ما ندارد مثل : نادیده گرفتن تیک تاک ساعت )

شرطی سازی کلاسیک و عامل هر متضمن تشکیل پیوند و ارتباط هستند به این معنی که در آنها همایندی رویدادها آموخته می شود . در شرطی سازی کلاسیک جاندار یاد می گیرد که رویدادی در پی رویداد دیگر می آید . در شرطی سازی عامل جاندار یاد می گیرد متعاقب پاسخی که می دهد پیامد معینی روی خواهد داد .

مثل : کودک یاد می گیرد که در صورت تنبیه کردن برادر کوچکتر از طرف پدر یا مادر سرزنش خواهد شد .

یادگیری مشاهده ای ( تقلیدی ) :

به صورت مکانیکی و از راه تقویت حاصل نمی شود ( ما می توانیم با مشاهده یاد بگیریم ، بدون آنکه کوچکترین پاسخی نشان دهیم . برای این کار دقت در رفتار دیگران ظاهرا کافی خواهد بود )

یادگیری پنهان :

به آن یادگیری گفته میشود که در لحظه یادگیری پاسخی به دنبال ندارد ، عینی و بدون تقویت آموخته می شود . ( مثال : بچه ای در سربالایی مشاهده می کند که خودرویی در حال سرخوردن است . بعد از مدتی در همین فضا که قرار می گیرد یاد می آورد که خودرو سرخواهد خورد )

یادگیری از راه بینش :

کهلر ، روانشناس آلمانی اولین کسی بود که اعلام کرد همه انواع یادگیری را نمی توان با شرطی شدن یاد گرفت . کهلر برای بیان این رویداد یعنی پیدا کردن ناگهانی پاسخ یک مسئله اصطلاح بیشن را بکار می برد . کهلر متوجه می شود که این نوع بینش به تدریج و به کمک تقویت آموخته نمی شود ، به نظر می رسد که این بینش یک مرتبه جرقه می زند . در یادگیری از راه بینش اصل رابطه بین رویدادها به طور ناگهانی کشف می شود نه از راه کوشش و خطا )

مثال : میمون برای برداشتن میوه از یک تکه چوب استفاده می کند ولی بعد از دورتر شدن میوه ها میمون دسترسی به میوه را ندارد ولی با استفاده از دو تیکه چوب توانست با سرهم کردن این چوب ها توانست به میوه ها دسترسی داشته باشد .

حافظه در سه مرحله تشکیل می شود ، مهم

-        حافظه حسی

-        حافظه میان مدت

-        حافظه بلند مدت

حافظه حسی

هر محرکی که در حافظه حسی ثبت می شود ، می تواند تحت فرآیند انتخاب و دقت قرار گیرد و به مرحله بالاتر حافظه وارد شود .

حافظه میان مدت

مثل محل کار و دفتر ذهن است . دو کار را انجام می دهد  1- انتخاب و پردازش اطلاعات جاری  2- ذخیره خاطرات به مدت کوتاه . چون حافظه کوتاه مدت در حال کار و فعالیت است گنجایش آن کم است .

حافظه بلند مدت

در واقع مخزن خاطرات است .

برخلاف حافظه حسی و کوتاه مدت ، حافظه بلند مدت از نظر گنجایش و مدت نامحدود است ، این حافظه اطلاعات را برای مدت نامحدود نگه می دارد و هرگز اشباع نمی شود . با این همه اطلاعات موجود در حافظه بلند مدت برای آنکه بعدا یادآوری شود باید سازمان یابد .

حافظه بلند مدت به دو بخش تقسیم می شود .

1)     حافظه معنایی : حکم دایره المعارف یا فرهنگ لغت را دارد .

2)     حافظه رویدادی : حکم زندگینامه شخصی را دارد .

 حافظه معنایی

رویدادها و روابط آنها ذخیره می شود و مقدار زیادی اطلاعات منظم و قابل دسترسی دارد .

حافظه رویدادی

این حافظه اطلاعات مربوط به لحظه ها و مکان های تولید رویدادهای زندگی را تشکیل می دهد .

مثال : هر وقت شنیدم شیر درنده ، بلافاصله ذهن تصویر شیر را تداعی می کند .

چهار نظریه در مورد فراموشی وجود دارد ، یکی را توضیح دهید . مهم

1)     نظریه تداخلی : طبق این نظریه ، علت فراموشی آموخته ها این است گه آموخته های دیگر بازیابی آنها را مشکل می کند

2)     نظریه افت : حافظه نیز مانند هر فرآیند زیستی با گذشت زمان تخریب می شود .

3)     نظریه فراموشی انگیزشی : تمایل ناخودآگاه برای فراموش کردن رویدادهای ناخوش آیند را علت فراموشی می گویند . بدین صورت که مکانیزم های دفاعی خاطرات دردآور ، اضطراب آور و دست و پا گیر را سرکوب می کند .

4)     نظریه دشواری در بازیابی : معتقد است خاطراتی که در حافظه بلند مدت جای می گیرند هرگز فراموش نمی شوند . آنها به طور موقت در اثر موانع بازیابی مثل تداخل و حالت های هیجانی در دسترس قرار نمی گیرند .

یاد زدود گی

افت حافظه در اثر آسیب های مغزی را یاد زدودگی گویند .

یاد زدود گی دو نوع هستند

یاد زدود گی پیش از واقع : ناتوانی در یادآوری رویدادهای پیش از آسیب را گویند

یاد زدود گی پس از واقع : ناتوانی در حفظ کردن وقایعی که پس از آسیب روی دهد . خوش بختانه یاد زدود گی در اکثر مواقع موقتی است .

روش های تقویت حافظه

1)     تمرین و تکرار : تکرار یا مرور ذهنی برای یاد داری موجب می شود که اطلاعات را از حافظه کوتاه مدت به بلند انتقال دهیم

2)     ارتباط دادن جدید با آنچه از پیش می دانیم : در واقع همان تکرار برای یکپارچه کردن دانسته ها است .

3)     تداعی های غیر معمولی : محرک هایی که از دورو خود جدا باشند راحت تر در حافظه می مانند . زیرا بیشتر به انها توجه می کنیم و آنها نیز واکنش های هیجانی بیشتری ایجاد می کنند .

4)     روش کلمات کلیدی : به این صورت است که یک کلمه شناخته شده را با کلماتی که می خواهیم به حافظه بسپاریم تداعی کنیم .

5)     استفاده از علائم اختصاری : مثل : ناجا ، سما

بان و ارتباطات

زبان وسیله اساسی تبادل اندیشه ها است . زبان یک وسیله همگانی و جهانی ، همه جوامع بشری برای خود زبانی دارند و هر کس که از سطح هوشی عادی و هنجار برخوردار باشد ، زبان مادری خود را فرا می گیرد و بدون تلاش آن را بکار می برد .

 زبان در سه سطح سازمان می یابد . مهم

1)     جمله

2)     واژه های معنادار

3)     صوت های گفتاری

زبان دو وجه دارد ، مهم

1)     تولید زبان : تولید زبان با پیدایش اندیشه آغاز می شود ، این اندیشه به نحوی به صورت جمله در می آید . و سرانجام این جمله در غالب اصوات بیان می شود .

2)     فهم زبان : فهمیدن زبان با شنیدن اصواتی آغاز می شود که به آنها در غالب واژه ها معنا می دهیم .

در نیم کره چپ مغز دو ناحیه وجود دارد که نقش مهمی در زبان دارد ، مهم

1)     بروکا : در ناحیه پیشانی مغز است و بروکا مربوط به تولید زبان

2)     ورنیکه : د رناحیه گیج گاهی است . و ورنیکه مربوطه فهمیدن زبان است .

بروکا : برای تولید زبان ، آسیب به این ناحیه باعث می شود که بیمار نتواند کلمات را درست ادا کند و خیلی آهسته حرف بزند .

ورنیکه : آسیب به این ناحیه باعث می شود که بیمار کلمات را می شنود ولی درک نمی کند .

بخشی از دانش زبانی ما فطری است ( مادری ) و بخش دیگری حاصل یادگیری است .

رشد زبان

رشد زبان در سه سطح صورت می گیرد .

کودکان در همان ابتدا از توانایی فطری برای یادگیری واژه ها برخوردارند . در آغاز تکلم واژه هایی را یاد می گیرد .

1-   واژه های مفاهیم روزمره و آشناست

2-   سپس یاد می گیرند که جمله بسازند و این کار را با گفتار تک واژه ای شروع می کنند و سپس به مرحله دو واژه ای تلگرافی می گویند . تعدادی و به صورت انفرادی می گوید که معنی آنها را درک می کند کاربرد دو تا واژه که اساسا اسم و فعل است ( من غذا )

3-   و به دنبال آن به بسط عبارتهای اسمی و فعلی می پردازند . اساسا کلمات را جمع می بندند . ( غذا پختید ) .

تعریف هوش

از مجموعه ویژگی ها و استعدادهایی تشکیل می شود که مستقیما قابل مشاهده نیستند . هوش چیزی است که آزمون های هوشی آن را اندازه گیری می کنند .

تعریف آزمون های هوشی

عبارت است از مجموع مسائلی که در اختیار آزمودنی گذاشته می شود تا شرایط کاملا و مشخص و معین پاسخ داده شود .نتیجه بدست آمده از حل این مسائل ، با نتایج افراد دیگر که همان مسائل را حل کرده اند مقایسه می شود . و این مقایسه اجازه می دهد تا درباره هوش یا توان ذهنی آزمودنی قضاوت شود .

 معنی هوشبهر را تعریف کنید ، مهم

در آزمون های هوشی هر آزمودنی یک نمره دارد که به این نمره ضریب هوشی یا هوشبهر می نامند . در هر اجتماعی آزمون ها در گروه های وسیع اجرا می کنند و میانگین آن را 100 فرض می کنند . ضریب هوشی 100 بیانگر هوش متوسط است . که اگر از آن بالاتر باشد می شود پر هوشی و کمتر از 100 کم هوشی است .

هر اندازه ضریب هوشی از 100 بیشتر باشد احتمال موفقیت بچه ها در مدارس بیشتر است

اما ضریب هوشی نمی تواند بیانگر کلیه استعدادهای ذهنی باشد . و نمی توان به وسیله آن درجه موفقیت در دنیای واقعی را مشخص کرد .

ویژگی آزمون هوشی

1)     استاندارد بودن 

2)     اعتبار ( ثبات یا پایائی )

3)     روایی

در آزمون های هوشی استاندارد بودن دو معنا دارد

-        هنجار داشتن : به سخن دیگر همه آزمون ها باید در گروه وسیعی از آزمودنی ها به اجرا در بیاید و نمره میانگین ، نمره بالاتر و نمره پائین تر باید کاملا مشخص باشد .

-        شیوه اجرای آزمون کاملا مشخص باشد : شرایط اجرای آزمون باید در دفترچه آزمون به طور واضح توضیح داده شود و آزمودنی ها در شرایط و زمان یکسان به سوالات یکسانی پاسخ می دهد .

در آزمون های هوشی اعتبار

اعتبار یک آزمون یعنی این که نتایج اجراهای متوالی آن در یک گروه معین ثبات یا پایداری داشته باشد .

اگر 30 دانش آموز را با یک آزمون معین دو بار متوالی تحت آزمایش قرار دهیم ، نتایج دو نوبت نزدیک به هم باشد . یعنی اقرار قوی در هر دو نوبت قوی و به همین ترتیب باشند .

آزمون خوب آزمونی است که در فاصله زمانی کوتاه نتایج نزدیک به هم فراهم بیاورد .

روایی

یعنی توانایی آزمون برای اندازه گیری واقعی آنچه می خواهد اندازه بگیرد . اگر استاد روانشناسی بخواهد معلومات دانشجویان را در درس روانشناسی بیازماید .

اگر اما بخواهد دو کلمه مترادف به چه معنا است و سوالاتی از این نوع آزمون اش روایی نخواهد داشت .

آزمون های هوشی دو نوع است

آزمون فردی - آزمون هوشی فرد

آقای بینه روی چه چیزی کار می کند ، مهم

آزمون فردی

 آزمون های فردی :

اولین آزمون هوشی فرد استنفورد بینه است . منظور از اجرای انفرادی آزمون این است که آزمایش گر در هر نوبت فقط یک نوبت آزمودنی را بیازماید . همانطور که می دانیم که بین ضریب هوشی و استعداد برای تحصیلات رابطه نسبا نزدیکی وجود دارد . بدین ترتیب آزمون استنفورد بینه شاخص خوبی برای پیش بینی موفقیت تحصیلی است .

آزمون وکسلر

برای سن 3-6 سال  6-15 سال و برای بزرگ سال

آزمون های فردی برای تشخیص بسیار مفید است . اما به زمان زیادی نیاز دارد . تقریبا بین 1 تا 2 ساعت ، مقرون به صرفه نیست – رفتار آزماینده نمی تواند در مورد همه آزمودندی ها یکسال باشد . چون عوامل بیرونی ، حوادث غیر منتظره و خستگی حاصل از آزمودن چند آزمودنی به دنبال یکدیگر می تواند نتیجه و تفسیر آزمون را تحت تاثیر قرار دهد .

آزمون ترسیم آدمک

آزمون های گروهی

آزمون های گروهی هوش امروزه کاربرد بیشتری دارد .

برای احساس ایمنی

باید با محیط زندگی سازگار شویم

برای سازگاری چکار کنیم

جامعه باید نظم داشته باشد . یعنی اگر قیمت ها بالا رفت ، حقوق نیز باید بالا برود .

تعریف ناکامی ، مهم

حالتی که فرد از ارضای یکی از نیازهای منطقی محروم شده یا حتی در برآوردن امیدهای خود گول خورده است .

ناکامی = فقدان نیازهای منطقی = ایجاد موانع : ( 1- بیرونی  مثل : محیط  2– درونی مثل ، خود شخص )

بیرونی

( 1- اجتماعی    2- طبیعی مثل : سیل و زلزله ) که نتیجه آن موجب تعارض خواهد شد  .

تعریف تعارض ، مهم

یعنی مبارزه تمایلات و علایق . موقعیتی که فرد را در معرض نیروی متضاد با قدرت ها تماما برابر قرار می دهد

مثل : مادر و دختر عمو

تعارض حالتی است که به هنگام ناتوانی در تصمیم گیری به ارگانیسم دست می دهد . به سخن دیگر تعارض زمانی به وجود می آید که ارگانیسم نتواند از دو شی یا دو موقعیت یکی را انتخاب نماید .

موقعیت های تعارضی : مهم

1)     جاذب جاذب : موقعیتی که به طور همزمان  دارای دو ارزش مثبت یکسان می باشد .

2)     جاذب دافع : موقعیتی که دارای یک ارزش مثبت و یک ارزش منفی است . بیشترین نوسانات روانی و درماندگی های رفتاری در این حالت به وجود می آید ، و نمی داند که حالت را انتخاب کند .

3)     دافع دافع : موقعیتی که دارای دو ارزش منفی است . جریمه و توقیف خودرو

4)     جاذب دافع ، جاذب دافع : موقعیتی که دارای چند ارزش مثبت و منفی است . در این موقعیت خوشی ها و نا خوشی های زیادی وجود دارد . دانشجویی که شب امتحان به مهمانی دعوت می شود در موقعیتی مثبت و منفی است .     زیرا هر انتخاب او جنبه مثبت و منفی دارد . مطالعه سخت ولی در عوض نگرانی از مردود شدن را کاهش می یابد . مهمانی رفتن خوب است اما نگرانی مردود شدن را افزایش می دهد .

روش بالینی یا کلینیکی

مطالعه عمیق موارد فردی مورد بررسی قرار می گیرد . کاربرد روش مشاهده به شیوه کاملا خاص . مثل پزشکی ، سعی می کنند به رفتارهای آزمودنی معنا بدهند . ناکامی ها ، تعارض ها و شیوه برخورد با ناکامی ها را کشف کنند . در روش بالینی ، نظر شخصی پزشک وارد عمل می شود ، با اطلاعات بدست آمده از تاریخچه بیمار ، گواهی دیگران ، مشاهده رفتار با مصاحبه چهره به چهره و اطلاعات زیستی و روانکاوی سعی می کنند دلیل رفتارهای بیمار را بداند .

روش روانکاوی ، مهم

در روانکاوی روی این نکته می شود که پدیده ها آگاه تنها بخش بسیار کوچکی از روانکاوی است و بیشتر پدیده ها ناخودآگاه مد نظر است . فروید روش تداعی آزاد را به عنوان روش اصلی اعلام کرده است .

تعارض های حل نشده

وجود نظم در طبیعت و اجتماع عامل اصلی احساس ایمنی است . اگر نظم مختل شود و در اثر این اختلال موجود زنده نتوانند نیازهای طبیعی خود را برآورده کند حالت ناکامی به او دست می دهد .

برای رفع ناکامی یا باید مانع را از میان برداشت یا آن را دور زد ، حال اگر هیچ یک از این دو مورد امکان پذیر نباشد ، ارگانیسم باید از هدف خود منصرف شود . گاهی اتفاق می افتند که موجود زنده نه می تواند مانع را از میان بردارد و نه میتواند از هدف خود منصرف شود . حالتی که در این موقعیت به او دست می دهد تعارض روانی نامیده می شود .

تعارض هایی که مدت زیادی ادامه پیدا کند ، به راحتی برطرف نمی شوند . و اختلال های رفتاری مخصوصا بیماری های روان تنی را موجب می شوند ( ساکوسوماتیک )

بیماری روان تنی به آن دسته از بیماری های جسمی گفته می شود که در اثر عوامل روانی مخصوصا اضطراب و دل نگرانی به وجود می آید . وقتی سر دو راهی ( تردید ) تصمیم گیری مشکل – دستگاه عصبی –  اختلال ایجاد می شود و باعث فشار خون ، سردرد ، زخم معده و اثنا عشر ، آلرژی

ناکامی و پرخاش : مهم

واکنش های افراد در مقابل ناکامی بسیار متفاوت است زیرا عوامل ناکام کننده و شخصیت ناکام شونده دامنه بسیار گسترده ای دارد . در مجموع می توان گفت که پاسخ ناکامی پرخاش است .

تعریف پرخاش ، مهم

یعنی رفتار دشمنانه و تند در هنگام عدم سازگاری با موقعیت . کودکی از بازی کردن منع می شود ، در اثر خشم یا اخم می کند یا پاهایش را بر روی زمین می کوبد . عابری که بر اثر بی احتیاطی راننده ای خیس می شود ، فحش می دهد

 ناکامی پرخاش را افزایش می دهد . پرخاش می تواند ناکامی های فشرده را رها سازد و نوعی تخلیه روانی و تسکین موقتی برای فرد فراهم آورد . اما پایان آن عموما رضایت بخش نیست . به هنگام مواجه شدن با ناکامی باید آن را به صورت مسئله مطرح کرد و به دنبال راه چاره بود .

پرخاش ممکن است مستقیما خود مانع را مورد هدف قرار دهد ( زدن کودک ) و پرخاش ممکن است تغییر مسیر دهد و چیزی دیگری را مورد هدف قرار دهد و یا حتی به طرف خود فرد برگردد .

تغییر مسیر پرخاش ناآگاه انجام می گیرد ، و آن موقعی است که ناکام شونده از برانگیختن خشم طرف مقابل بیم دارد

صورت های تغییر میسر پرخاش :

-        ناسزا گفتن

-        غیبت گفتن

-        سخت به زیر دستها

-        زور گفتن به همسر و بچه

-        بی اعتنایی کردن

-        مسخره کردن

-        سرودن اشعار

-        نوشتن داستان به زبان حیوانات

البته می توان پرخاش را طوری تغییر مسیر داد که به نفع خود فرد و اجتماع باشد ( سوق دادن افراد به سمت ورزش رزمی ، شطرنج ، نقاشی ، جراحی ، مجسمه سازی ، آفریننده گی )

انگیزه :

عاملی است که موجود زنده را به فعالیت وا می دارد و فعالیت او را در جهت معینی سوق می دهد . نیاز می شود انگیزه

محرک و حالت تحریک را دارد و منجر می شود به رفتار

انگیزش :

حالتی که انگیزه را در موجود زنده به وجود می آورد انگیزش نام دارد . نیاز به آب و غذا می شود انگیزش

فرق انگیزه با انگیزش :

تا اندازه مشابه تحریک ، محرک است ، می دانیم که تحریک حالتی است که در اثر دخالت یک محرک به وجود می آید . غذا را می بینیم ، بزاق دهان ترشح می کند .

فرق انگیزش با تحریک : مهم

1)     انگیزش در اثر دخالت عوامل درونی به وجود می آید . اما تحریک در اثر دخالت عوامل بیرونی به وجود می آید .

2)     عوامل ایجاد کننده تحریک ( مثل : سرما و گرما ) مستقیما مورد مطالعه هستند . اما عوامل ایجاد کننده انگیزش چون درونی هستند مستقیما قابل مطالعه نیستند .

3)     هر تحریکی عموما بر اثر محرک معینی به وجود می آید ( غذا در دهان که موجب ترشح بزاق می شود ) . اما یک انگیزش معین ممکن است انگیزه های متفاوتی داشته باشد ( مثل : قتل بر اثر مورد عاطفی ، انتقام ، فقر باشد ) .

4)     یک انگیزش معین بر خلاف تحریک ممکن است به شیوه های مختلف تجلی کند ( برای شهرت ممکن است به روش پول دار شدن ، قاتل شدن ، خواننده شدن ، شاعر شدن ) .

انگیزش و نظریه تعادل حیاتی :

زندگی یعنی تلاش برای برقرار کردن تعادلی که دائما در حال بهم خوردن است .

طبقه بندی انگیزه ها : مهم

1)     انگیزه های فیزیولوژیک یا اولیه : انگیزه هایی که بر اساس نیازهای زیستی موجود زنده بنا شده و جنبه ذاتی دارد ( گرسنگی ، تشنگی ، خواب ، نیاز جنسی ، انگیزه مادری ، انگیزه درد و انگیزه اکتشاف  ، تغذیه آزاد : میل تنوع غذایی ) . این گروه از اصل تعادل حیاتی ناشی می شوند و هدف آنها حفظ موجودیت ارگانیسم است

2)     انگیزه های اجتماعی یا ثانویه ( انگیزه های اکتسابی ) : یعنی انگیزه هایی که نیاز زیستی را برطرف نمی کند بلکه در اثر یادگیری به وجود می آید . مثل : کسب قدرت ، مقام ، کسب مال ، پذیرش اجتماعی ، تسلط طلبی ، جمع آوری تمبر ، خوش آمدن از یک رنگ معین .

به انگیزه های فیزیولوژیک انگیزه های حیوانی نیز می گویند

چرا از خود رفتاری نشان می دهیم ، مثلا به دنبال غذا می رویم . چرا رفتارهای متفاوتی را نشان می دهیم ، پی غذا ، کسب قدرت ، جمع آوری مال

چرا در اغلب اوقات فعال هستیم و آرام نمی گیریم و بسیاری مواقع چاره ای دیگر برای پاسخ گویی به سوالات بالا چاره ای نداریم که بپذیریم که عوامل وجود دارد که ما را به فعالیت وا می دارند بلکه ما را به سوی هدف خاصی سوق می دهند ، روانشناسان این عوامل را انگیزه می نامند .

انگیزه  :

اولین عنصر تشکیل دهنده رفتار است ، این انگیزه است که دانشجو را وادار می کند که ساعت ها به مطالعه بپردازد . این انگیزه است که یکی را به کسب ثروت وا می دارد و کسی را به خدمت به مردم وا می دارد .

انگیزش :

هیجان :

واکنش کوتاه و کلی به یک واقعیت غیر منتظره همراه با یک حالت عاطفی خوشایند یا ناخوشایند .

تفاوت هیجان – انگیزه : هیجان ها را محرک های بیرونی فرا می خوانند در حالی که انگیزه ها منشاء درونی دارند ، انگیزه را معمولا نیاز معینی فرا می خواند در حالی که محرک های بسیار زیادی می توانند هیجان ها را فرا خوانند .

نظریه های هیجان :

نظریه جیمز ، لانگه ، نظریه شاختد ، سینگر ، نظریه ارزیابانه ، نظریه رفتارگرایی ، نظریه بازخوراند چهره

 مولفه های هیجان :

1- تجربه ی شخصی و ذهنی هیجان   2- پاسخ های جسمانی درونی به ویژه آنهایی که با دستگاه عصبی خود مختار ارتباط دارند   3- شناخت شخص درباره هیجان و موقعیت ها آن   4- جلوه های چهر   5- واکنش های شخص به هیجان  6- گرایش به اعمال معین برانگیختگی و هیجان ( دستگاه سمپاتیک ≠ دستگاه پاراسمپاتیک ) ( دستگاه سمیاتیک بدن را برای حالت اضطراری آماده می کند و پارسماتیک او را به سوی آرامش فرا می خواند . )

محاسن هیجان های مثبت : 1- هیجان مثبت دایره تفکر و عمل آدمی را وسعت می بخشد . 2- منابعی شخص می آفریند 3- هیجان ها در زمره ی توان های سازگاری تکاملی هستند .

محاسن هیجان های منفی :

1- هیجان منفی ما را بر می انگیز اند   2- احساسات به ما اطلاعات می دهد . 3- هیجان های منفی به یادگیری کمک می رسانند

ویلیام جیمز اولین محققی است که برای هیجان یک الگوی فیزیولوژیکی ارائه داد .

چارلز داروین اولین دانشمندی که هیجان را به طور سیستماتیک مطالعه کرد .

بیانگر اینکه ما یک مشکلی داریم و به افکار ما یک نظمی می دهد تا مشکل را برطرف کنیم .

1)     به یادگیری کمک می کند 

2)     ما را بر می انگیزد  ( بی عدالتی می شود ، ما را بر می انگیزد )

3)     به ما اطلاعات می دهد .

محاسن هیجان های مثبت :

1)     دایره تفکر و عمل آدمی را وسعت می بخشد . ( هیجان مثبت شادی ما را به سمت بازی بکشاند )

2)     منابع شخصی می آفریند . ( هیجانات سود گذرند ولی تاثیر آن طولانی است )

3)     در زمره توان های سازگاری تکاملی هستند .

نمونه سوال :

1)     فرق با انگیزش با تحریک این است که :پ

-        یک تحریک معین محرک ها

-        یک انگیزش معین انگیزش های مختلف دارد . *

-        تحریک ادواری و انگیزش مقطعی است

-        انگیزش درونی و تحریک بیرونی است .

2)     کدام یک از حالت های زیر معمولا بر اثر عوامل بیرونی به وجود می لید

-        گرسنگی

-        نیاز جنسی

-        ترشح بزاق . * 

-        محبت مادری

 3)     علت اصلی گرسنگی عبارت است از :

-        انقباض معده

-        کم شدن قند خون

-        نیاز به مواد خاص . *

-        گرسنگی

4)     در انسان انگیزه اجتناب از درد نیز تحت تاثیر یادگیری است زیرا :

-        در همه انسان ها دیده می شود

-        موجودیت انسان را تضمین می کند . *

-        تحمل آن به شرایط وابسته است

-        انسان را به تلاش وا می دارد .

5)     کدام یک از انگیزه های زیر نظریه تعادل حیاتی را زیر سوال می برد .

-        درد

-        اکتشاف . *

-        گرسنگی

-        مادری

6)     یادگیری مشاهده ای چگونه صورت می گیرد

-        مشاهده طبیعی

-        با شرطی شدن کنش گر

-        با شرطی سازی کنش گر

-        الگو برداری از دیگران *

7)     یادگیری از راه بینش

-        کاهش تدریجی تعداد خطاها

-        تلاش برای حل مسائل دشوار

-        ایجاد رابطه بین رویدادهای مختلف

-        کشف ناگهانی اصل رابطه بین رویدادها *

حسابرسی ۱

تعریف حسابداری :

فرآیند جمع آوری ، طبقه بندی ، تخلیص و گزارش اطلاعات مالی به استفاده کنندگان ذینفع

گزارشهای مالی :

1)      ترازنامه

2)      صورت سود و زیان

تعریف حسابرسی :

فرآیند سیستماتیک جمع آوری شواهد پشتوانه اطلاعات مالی تهیه شده توسط مدیریت و اظهار نظر نسبت به آن .

Cpa: certificate public accountant

حسابرسی :

فرآیند منظم و سیستماتیک جهت جمع آوری و ارزیابی بی طرفانه شواهد درباره ادعاهای مدیریت در ارتباط با فعالیت ها و وقایع اقتصادی به منظور تعیین درجه انطباق این ادعاها یا اظهارات با معیارهای از پیش تعیین شده و گزارش نتایج به افراد ذینفع است .

حسابرس مستقل و بازرس قانونی :

حسابرس مستقل فردی است که صاحبان سهام یا اشخاص حقیقی یا حقوقی ذینفع یا به حکم قانون حساب های مورد نظر را رسیدگی نموده و نتیجه را کتبا به دعوت کننده خود گزارش می کند .

بازرس قانونی : فردی است که طبق قانون تجارت توسط مجمع عمومی صاحبان سهام تحت شرایط خاصی تعیین می شود ، بازرس قانونی علاوه بر صورتهای مالی ، نسبت به گزارش فعالیت های هیات مدیره نیز اظهار نظر می کند .

عوامل توجیه کننده تقاضا برای حسابرسی :

1)      تضاد منافع بین تهیه کنندگان و استفاده کنندگان اطلاعات مالی

2)      توسعه دامنه مبادلات اقتصادی

3)      پیچیدگی صورت های مالی و عدم تخصص افراد در اظهار نظر حرفه ای

4)      عدم دسترسی تصمیم گیرندگان به اطلاعات و تهیه کنندگان اطلاعات

5)      الزامات قانونی یا اسرار یک عامل ذینفع مانند بانک ها

مراحل تکامل حسابرسی :

1)      تغییر هدف حسابرسی از کشف تقلب به تعیین نمودن مطلوبیت صورتهای مالی

2)      افزایش مسئولیت حسابرسان در برابر اشخاص ثالث مانند بانکها ، سرمایه گذاران و غیره

3)      تغییر روش حسابرسی از بررسی تمام و کامل معاملات به استفاده از رسیدگی نمونه ای

4)      تشخیص حسابرسان به ضرورت حفاظت از خود در برابر موجب دعاوی حقوقی

انواع حسابرسی :

انواع حسابرسی ها اغلب به سه گروه اصلی زیر تقسیم می شود .

1)      حسابرسی صورتهای مالی

2)      حسابرسی رعایت

3)      حسابرسی عملیاتی

حسابرسی صورت های مالی ( حسابرسی مستقل ) :

هدف حسابرسی مستقل انجام حسابرسی در چهارچوب استانداردهای حسابرسی برای کسب اطمینانی معقول از نبود اشتباه یا تحریفی با اهمیت در صورتهای مالی و اظهار نظر نسبت به ارائه مطلوب آن با استانداردهای حسابداری از کلیه جنبه های با اهمیت و نهایتا اعتبار بخشی به آن است .

حسابرسی رعایت :

حسابرسی رعایت به بررسی میزان انطباق صورتهای مالی با قوانین وضع شده ، ضوابط ، دستورالعمل ها و بخش نامه ها می پردازد . رسیدگی ممیزان مالیاتی به اظهار نامه های مالیاتی ، رسیدگی ذی حسابی و حسابرسان دیوان محاسبات کشور به قوانین مالی و بودجه شرکت های دولتی رسیدگی بانکها توسط اداره بازرسی ، حسابرسی مالیاتی توسط حسابرسان مستقل نمونه هایی از حسابرسی رعایت می باشد که رعایت شدن و نشدن قوانین و مقررات را مورد بررسی قرار می دهد .

حسابرسی عملیاتی :

حسابرسی عملیاتی به بررسی قسمت های خاصی از سازمان به منظور ارزیابی نحوه عملکرد آنها صورت می گیرد . حسابرسی عملیاتی عبارتند از :

فرآیند منظم و سیستماتیک ارزیابی اثربخشی ، کارایی و صرفه اقتصادی عملیات سازمان و گزارش نتایج ارزیابی همراه با پیشنهادات عملی به مدیریت برای بهبود عملیات می باشد . حسابرسی عملیاتی از آنجائیکه دارای استانداردهای پذیرفته شده و یا مقررات و الزامات قانونی نمی باشد ، در مقایسه با حسابرسی مستقل و رعایت ، مستلزم کاربرد قضاوت بیشتری است .

اثر بخشی :

میزان موفقیت در رسیدن به هدفهای از پیش تعیین شده

کارایی :

میزان موفقیت در استفاده بهینه از منابع

بهره وری :

جمع اثربخشی و کارایی

سایر حسابرسی ها :

1)      حسابرسی داخلی

2)      حسابرسی ضمنی

3)      حسابرسی مدیریت یا عملکرد

حسابرسی داخلی :

هدف حسابران داخلی بازرسی و ارزیابی موثر بودن نحوه انجام شدن وظایف محول به واحدهای مختلف شرکت است ( رسیدگی حسابرسان داخلی را اغلب حسابرسی عملیاتی می نامند ) . زیرا هدف آن تعیین تاثیر رویه ها و روش های موجود بر کارایی عملیات واحد تجاری است . حسابرسی داخلی به بررسی کنترل های داخلی حسابداری و اداری می پردازد و نتایج یافته های خود را همراه با پیشنهادات اصلاحی به مدیریت گزارش می دهد . کار حسابرسان داخلی از نظر اجرای عملیات مشابه کار حسابرسان مستقل بوده ولی از لحاظ هدف و استقلال شرایط حسابرسان مستقل را ندارند .

حسابرسی ضمنی :

عبارت است از حسابرسی ضمن سال ( در طول دوره مالی و قبل از پایان سال مالی و بستن حساب ها ) که توسط حسابرسان مستقل صورت می گیرد . و هدف این حسابرسی ارزیابی سیستم کنترل داخلی واحد تجاری می باشد .

حسابرسان مستقل بعد از حسابرسی ضمنی نقطه ضعف سیستم کنترل داخلی و سیستم های حسابداری را همراه با سیستم های پیشنهادات اصلاحی به هیئت مدیره شرکت طی نامه ای به نام نامه مدیریت اطلاع می دهد ، این گزارش می تواند مسئولیت قانونی حسابرسان را در صورت رخ داد اختلاس و زیانهای ناشی از ضعف سیستم کنترل داخلی به حداقل برساند .

حسابرسی مدیریت ( عملکرد ) :

هدف این حسابرسی تعیین میزان کارایی و اثر بخشی مدیران واحد تجاری و همچنین بررسی انطباق عملکرد مدیران واحد تجاری با سیاست های صاحبان سهام می باشد .

وظیفه اعتبار دهی حسابرسان :

دلیل اصلی وجود حرفه حسابرسی مستقل وظیفه اعتبار دهی آن است . اعتبار دادن به صورت های مالی به معنای ایجاد اطمینان از مطلوبیت ارائه و قابلیت اتکای آنها است . اعتبار دهی در دو مرحله صورت می گیرد

-         جمع آوری شواهد حسابرسی در رسیدگی ها

-         ارائه گزارشات حسابرسی

استانداردهای حسابرسی :

استانداردهای حسابرسی مقررات لازم الاجرایی برای سنجش کیفیت اجرای عملیات حسابرسی بوده و حدود نتایجی که از اعمال روشهای حسابرسی بدست می آید را کنترل می نماید و باعث بهبود عملیات حسابرسی می شود .

هدف استانداردهای این است که انجام حسابرسی و ارائه گزارش توسط حسابرسان بر اساس ضوابط صورت می گیرد .

این استانداردها در تمام مراحل حسابرسی قابل اجرا بوده و به سه بخش تقسیم شده است

-         استانداردهای عمومی

-         استانداردهای اجرای عملیات

-         استانداردهای گزارشگری

استانداردهای عمومی :

1)      داشتن صلاحیت و آموزش فنی : یعنی داشتن تحصیلات دانشگاهی در حسابداری و حسابرسی ، تجربه حسابرسی ، آموزش مستمر و آگاهی از صنعتی که صاحب کار در آن فعالیت می کند .

2)      استقلال رای : حسابرسان در تمامی موارد حسابرسی باید مستقل باشند ( از لحاظ فکری ) و مستقل به نظر برسند از دید جامعه و اشخاص ثالث .

3)      اعمال مراقبت حرفه ای : حسابرسان بایستی در اجرای رسیدگی و تهیه گزارش مراقبت حرفه ای را اعمال نمایند ، این کار مستلزم بررسی دقیق کارهای انجام شده در هر یک از سطوح سرپرستی است . رعایت کامل این استاندارد احتمال بروز هر گونه کوتاهی و از قلم افتادگی با اهمیت را منتفی می سازد .

استانداردهای اجرای عملیات :

1)      برنامه ریزی کافی و سرپرستی کارکنان : این کار از تهیه دستورالعمل کتبی برای کارکنان تا مرحله بررسی نهایی توسط شریک ادامه می یابد .

2)      کسب شناخت کافی از ساختار کنترل داخلی : برای برنامه ریزی حسابرسی و تعیین نوع زمانبندی و میزان آزمون هایی که باید اجرا شود باید شناخت کافی از ساختار کنترل های داخلی کسب گردد .

3)      کسب شواهد کافی و قابل اطمینان : این کار از طریق مشاهده ، بازرسی ، تاییدیه ، پرسو جو و ... انجام می پذیرد .

 

استانداردهای گزارشگری :

1)      تطبق استانداردهای حسابداری بودن یا نبودن صورت های مالی : بند اظهار نظر باید تصریح کند که آیا صورتهای مالی طبق استانداردهای مالی تهیه شده است یا خیر .

2)      مشخص ساختن موارد عدم رعایت یک نواختی : رعایت اصول حسابداری در دوره جاری نسبت به دوره قبل در گزارش حسابرسی باید به صورت تلویحی اشاره گردد و فرض بر یکنواختی کاربرد استانداردهای حسابداری است . مگر اینکه گزارش حسابرسی خلاف آن را بیان نماید .

3)      افشای کافی اطلاعات در صورت های مالی : فرض بر کفایت افشای مطالب در صورت های مالی است مگر اینکه خلاف آن در گزارش حسابرسی بیان شود .

4)      اظهار نظر درباره کلیت صورت های مالی یا بیانگر اینکه نمی تواند اظهار نظر نماید : این 10 استاندارد حاوی معیارهای ذهنی هستند 

مانند : برنامه ریزی کافی ، شناخت کافی از ساختار کنترل داخلی ، شواهد کافی ، افشای کافی است . تصمیم گیری در این خصوص مستلزم کاربرد قضاوت حرفه ای است .

شکل استاندارد گزارش حسابرسی :

گزارش حسابرسی دارای فرم استانداردی است که شامل سه بند می باشد . محتوی هر بند به شرح ذیل می باشد . مهم

1)      بند مقدمه : در بند مقدمه به صورت های مالی مورد رسیدگی و تاریخ آنها اشاره می شود . همچنین اشاره می شود که مسئولیت صورت های مالی با هیئت مدیره می باشد و مسئولیت حسابرس اظهار نظر حرفه ای است .

2)      بند حدود رسیدگی : در این بند اشاره می شود که استانداردهای پذیرفته شده حسابرسی بوده و شامل رسیدگی نمونه ای معاملات است ، به طوریکه مبنای معقول برای اظهار نظر فراهم آورد .

3)      بند اظهار نظر : در این بند حسابرس نظر خود را راجب رعایت اصول پذیرفته شده حسابداری و مطلوبیت صورت های مالی عنوان می کند .

نکته  : در بند حدود رسیدگی به استانداردهای حسابرسی و در بند اظهار نظر به استانداردهای حسابداری اشاره می شود . مهم

انواع اظهار نظر : مهم

نوع اظهار نظر بستگی به اهمیت مبالغ تحریف شده و اشتباهات کشف شده دارد .

بر این اساس در بند اظهار نظر ، چهار اظهار نظر می توان ارائه نمود

1)      اظهار نظر مقبول

2)      اظهار نظر مشروط

3)      اظهار نظر مردود

4)      عدم اظهار نظر

مبالغ از نظر اهمیت به سه دسته تقسیم می شوند .

1)      مبالغ بی اهمیت که مطلوبیت صورت های مالی را خدشه دار نمی کند .

2)      مبالغ با اهمیت ولی غیر اساسی که یک یا چند قلم را مخدوش می کند ولی کلیت ، مطلوبیت صورت های مالی را مخدوش نمی کند .

3)      مبالغ با اهمیت و اساسی که مطلوبیت صورت های مالی را مخدوش می کند .

نکته : در صورتیکه تحریف مبالغ یا اشتباهات کشف شده بی اهمیت باشد ، اظهار نظر استداندارد یا مقبول خواهد بود . ولی در صورتیکه تحریف مبالغ یا اشتباهات کشف شده با اهمیت ولی غیر اساسی باشد اظهار نظر مشروط خواهد بود ، یعنی مطلوبیت کلیت صورت های مالی نسبت به آن اقلام تحریف شده یا اشتباهات کشف شده استثناء می شود . در صورتیکه مبالغ تحریف شده یا اشتباهات کشف شده با اهمیت و اساسی بود ، اظهار نظر به دو شکل صورت می آید .

1)      عدم اظهار نظر

2)      اظهار نظر مردود

محدودیت در رسیدگی :

در صورتیکه حسابرس برای جمع آوری شواهد ، محدودیت در رسیدگی داشته باشد ، اظهار نظر براساس اهمیت مبلغ قلم یا اقلامی که رسیدگی آن دارای محدودیت بوده است به شرح زیر تعیین می گردد .

-         محدودیت مربوطه به مبلغ بی اهمیت باشد --- اظهار نظر مقبول

-         محدودیت مربوطه به مبالغ با اهمیت و غیر اساسی --- اظهار نظر مشروط

-         محدودیت مربوطه به مبالغ با اهمیت اساسی --- عدم اظهار نظر ( نکته : در ضمن بند حدود رسیدگی حذف می شود )

نکته 1 : مخاطب گزارش حسابرسی شخصی است که وی را دعوت به کار نموده است .( معمولا مجمع عمومی صاحبان سهام )

نکته 2 : امضای گزارش توسط حسابرس مستقل انجام می شود .

عدم توافق با استاندارهای حسابداری

در صورتیکه حسابرس در جمع آوری شواهد با انحراف از استانداردهای حسابداری مواجه شود و در مورد اصلاح آن با صاحب کار به توافق نرسد ، نسبت به رعایت استاندارد حسابداری با صاحب کار مخالف بوده و نوع اظهار نظر وی به شرح ذیل تعیین می شود .

-         عدم توافق بی اهمیت باشد --- اظهار نظر مقبول

-         عدم توافق بی اهمیت و غیر اساسی باشد --- اظهار نظر مشروط

-         عدم توافق با اهمیت و اساسی باشد --- اظهار نظر مردود خواهد بود

ردیف

اهمیت

بی اهمیت

با اهمیت

ولی غیر اساسی

با اهمیت

و اساسی

1

محدودیت در رسیدگی

مقبول

مشروط

عدم اظهار نظر

2

عدم توافق در مورد استاندارد حسابداری

مقبول

مشروط

مردود

 

آئین رفتار حرفه ای :

هر حرفه ای از جمله حسابرسی برای خود یک آئین رفتار حرفه ای دارد . هدف آنها از تهیه آئین رفتار این است که به اعضای خود در مورد حفظ شئونات حرفه و رعایت ضوابط راهنمایی های لازم را ارائه کند .

ویژگی های حرف

1)      وظیفه خدمت به جامعه را دارد

2)      اعضای آنها پایبند به اصول و ضوابط حرفه هستند .

3)      برای ورود به هر حرفه ای استانداردهایی وجود

4)      هر حرفه ای به اعتماد جامعه نیاز دارد .

آئین رفتار حرفه ای در حسابرسی :

آئین رفتار حرفه ای در حسابرسی شامل دو بخش است

1)         اصول بنیادی

2)      احکام

تعریف اصول بنیادی : مسئولیت حرفه را در قبال جامعه ، صاحب کار ، صاحب کاران و اعضای خود نشان می دهد و شامل موارد زیر است .

-                     درست کاری

-                     بی طرفی : یعنی در ارائه خدمات خود از پیش داوری و جانبداری پرهیز نموده و اجازه نفوذ به دیگران ندهد .

-                     صلاحیت و مراقبت حرفه ای : یعنی انجام خدمات حرفه ای با دقت و شایستگی و پشتکار و حفظ معلومات و دانش خود .

-                     راز داری : یعنی محرمانه تلقی بودن اسرار شرکت و اطلاعات بدست آمده در جریان ارائه خدمات و عدم استفاده از آنها بدون مجوز صریح کارفرما

-                     رفتار حرفه ای : یعنی پرهیز از انجام اعمالی که به اعتبار حرفه لطمه وارد می کند .

احکام : کاربر عملی اصول بنیادی است

 و شامل موارد زیر است .

-                     استقلال : به دلیل ارتباط حسابرس با صاحب کار و دریافت حق الزحمه از وی استقلال وی یک موضوع نسبی است نه مطلق ، ولی حسابرس بایستی در تمام مراحل حسابرسی استقلال واقعی و ظاهری خود را حفظ نماید .

نمونه از مواردی که استقلال واقعی یا ظاهری حسابرس را مخدوش می کند .

-                     داشتن منافع مالی مستقیم یا منافع مالی غیر مستقیم با اهمیت

-                     سرمایه گذاری مشترک با صاحب کار و یا هر یک از مدیران و سهامداران عمده آنها و دادن وام به آنها یا دریافت وام از آنان به استثنای وام های عادی که از یک موسسه اعتباری دریافت می شود .

-                     رابطه استخدامی قبلی با صاحب کار در طول قرارداد یا در زمان اظهار نظر

-                     ارائه خدمات تخصصی حرفه ای به صاحب کار ( مشاوره مالی )

-                     روابط شخصی یا خانوادگی با صاحب کار ( از بین بردن استقلال ظاهری )

-                     دریافت هدایای گران قیمت از صاحب کار . مهم

-                     دریافت حق الزحمه مشروط ( یعنی پرداخت حق الزحمه مشروط به حصول نتیجه خاص )

 

آگهی و تبلیغات

حسابرس نباید با آگهی یا سایر تبلیغات نادرست از قبیل ایجاد انتظار دور از واقع ا زنتایج کار خود در جستجوی بدست آوردن صاحب کار باشد .

3)      حفظ اطلاعات محرمانه صاحب کار

حسابرس نباید اطلاعات محرمانه صاحب کار را بدون اجازه شخص صاحب کار فاش کند ، مگر در مواردی که :

-         قانون افشای اطلاعات خاصی را محدود نکرده باشد .

-         در جهت حفظ خود در دعاوی حقوقی

-         در رعایت الزامات اصول و ضوابط حرفه ای

4)      صلاحیت حرفه ای :

حسابرس نباید خدمات حرفه ای که صلاحیت آن را ندارد را قبول کند .

صلاحیت شامل دو جنبه است :

-         کسب صلاحیت حرفه ای : مستلزم داشتن تحصیلات عالی و تجربه ی حرفه ای می باشد .

-         حفظ صلاحیت حرفه ای : مستلزم آگاهی مستمر از تغییر و تحولات حرفه و بکار گیری آن می باشد .

مسئولیت حسابرسان نسبت به کشف اشتباهات و تقلب :

حسابرسان بایستی کار خود را با رعایت مراقبت حرفه ای انجام دهند . در غیر این صورت مسئول زیان وارده به اشخاص ثالث هستند .

اعمال مراقبت حرفه ای یعنی انجام وظایف سبق استانداردهای حسابرسی

تعریف چند اصطلاح :

1)      سهل انگاری : سهل انگاری انجام ندادن وظایف طبق استانداردهای حرفه ای یا اعمال نکردن مراقبت های حرفه ای .

2)      قصور : یعنی به دقتی و بی توجهی کامل نسبت به مسئولیت حرفه ای

3)      تقلب : تحریف حقایق با اهمیت توسط کسی که می داند ، مطلب اش حقیقت ندارد و قصد فریب دیگران را دارد .

تقلب شامل زیر است :

-         دست کاری ، جعل و تغییر اسناد و مدارک

-         سوء استفاده از دارایی ها

-         ثبت معاملات دون مدارک

4)      اشتباه : هر گونه خطای سهوی در صورت های ملی ( اشتباه محاسبات )

نکته : تحریف در صورت های مالی ناشی از اشتباه و تقلب است .

تحریف :

-         عمدی : تقلب ( - از جانب کارکنان ( سرقت و سوء استفاده از دارایی ها – از جانب مدیران ، گزارش گیری مالی متقلبانه )

-         غیر عمدی  : اشتباه

مسئولیت حسابرسان نسبت به کشف اشتباه و تقلب چیست ؟

حسابرسی برای کشف تقلب و اشتباه برنامه ریزی نمی شود . اما حسابرسی بایستی حسابرسی را چنان طراحی و برنامه ریزی نماید که از نبود تحریف یا اشتباه با اهمیت در صورت های مالی اطمینان معقول بدست آورد و در صورت کشف تقلب آن را همراه با اصلاحات پیشنهادی به هیئت مدیره گزارش دهد .

سوال :

مسئولیت پیش گیری از اشتباه و تقلب با چه کسی است ؟

مدیریت واحد مورد رسیدگی بایستی با استقرار و بکارگیری مستمر سیستم های مناسب حسابداری و کنترل داخلی این مسئولیت را ایفا کند .

فصل سوم

ساختار موسسات حسابرسی

1)      شریک 2) مدیر 3) حسابرس ارشد 4) حسابرس 5) کمک حسابرس

مسئولیت شرکا :

1)      برقراری تماس با صاحب کار و امضاء قرارداد حسابرسی

2)      بررسی نهایی کار برگ ها و امضاء گزارش حسابرسی

مسئولیت مدیران فنی :

1)      برنامه ریزی و نظارت چندین کار حسابرسی بطور هم زمان

2)      تهیه گزارش برای شریک

3)      مسئولیت سرپرستان ( توسط چند مدیریت )

-         برنامه ریزی و نظارت چند کار بطور همزمان ( توسط چند حسابرس ارشد )

-         تهیه و پیش نویس گزارش برای مدیر

مسئولیت حسابرس ارشد :

انجام کار حسابرسی همراه با تیم حسابرسی ( حسابرس و کمک حسابرس )

نکته : مسئولیت انجام حسابرسی طبق استانداردهای اجرایی عملیات حسابرسی به عهده مدیران و سرپرستان بوده و مسئولیت نهایی با شریک است .

سوال :

حسابرسان قبل از پذیریش صاحب کار جدید ، چند اقداماتی را باید انجام دهند .

1)      کسب شناخت از حسن شهرت مدیریت صاحب کار

2)      کسب شناخت از فعالیت واحد مورد رسیدگی

3)      حصول اطمینان از داشتن صلاحیت و دانش فنی خود برای انجام کار

4)      تماس با حسابرسان قبلی به منظور :

-         اطلاع از دلایل تعویض حسابرس قبلی

-         استفاده از اطلاعات و شواهد و مدارک حسابرسی قبلی با اجازه از صاحب کار ( به صورت کتبی )

فرآیند عملیات حسابرسی مالی :

1)      کسب شناخت از فعالیت واحد مورد رسیدگی شامل : ( کسب شناخت از کنترل های داخلی و نقاط ضعف و قوت آن )

2)      برآورد خطر کنترل و طراحی آزمون های اضافه کاری

3)      اجرای آزمون های اضافی کنترل و برآورد نهایی از خطر کنترل

4)      طراحی آزمون های محتوی ( آزمون هایی که جهت اثبات مانده حساب ها ، طراحی و اجرایی می شود )

5)      اجرای آزمون های محتوی و کسب شواهد مربوط به تحریفات و اشتباهات با اهمیت در مانده حسابها

6)      اظهار نظر نسبت به صورت های مالی با توجه به شواهد کسب شده

نکته : 4 مورد اول در حسابرسی ضمنی انجام می شود .

سطح اهمیت در حسابرسی

سطح اهمیت به کوچکترین سطحی اشاره دارد که می تواند بر تصمیمات استفاده کنندگان منطقی صورت های مالی اثر گذارد .

اهمیت یک موضوع کلی و کیفی است و در هر کار حسابرسی تحت تاثیر قضاوت حرفه ای حسابرس نیز است .

به عنوان مثال : یک مبلغ با اهمیت در یک شرکت کوچک ممکن است در شرکت دیگری بی اهمیت تلقی شده و تحریف آن بر مطلوبیت صورت های مالی اثر نگذارد .

لازم به ذکر است که حسابرس آزمون های محتوی را فقط برای کشف تحریفات مبالغ با اهمیت برنامه ریزی می کند .

نکته : اشتباهات و تحریفات بی اهمیت کشف شده بر نوع اظهار نظر اثری نمی گذارد و فقط در نامه مدیریت به اطلاع هیئت مدیره می رسد .

خطر حسابرسی :

همانطور که گفته شد حسابرس بایستی کار خود را چنان برنامه ریزی و اجرا نماید که از نبود تحریف یا اشتباه با اهمیت اطمینان معقول حاصل نماید . منظور از اطمینان معقول این است که همواره خطری حسابرس را تهید می نماید که باعث شده اطمینان دهی وی صددرصد نباشد . این خطر همان خطر حسابرسی است .

به عبارت دیگر خطر حسابرسی عبارت است که احتمال اینکه صورت های مالی حاوی تحریف یا اشتباه ، با اهمیت باشد ولی حسابرس ندانسته نظر خود را نسبت به صورت های مالی تعدیل نکند ، به زبان ساده تر خطر حسابرسی احتمال اظهار نظر غلط توسط حسابرس است

AR = IR * CR * DR           

Ar (audit risk )= خطر حسابرسی

Ir (inherent risk)= خطر ذاتی

Cr (control risk)= خطر کنترل

Dr (detective risk) = خطر عدم کشف

عوامل تشکیل دهنده خطر حسابرسی :

1)      خطر ذاتی :

عبارتند از : احتمال بروز تحریف یا اشتباه در مانده حساب با فرض اینکه کنترل های داخلی برای آن حساب وجود نداشته باشد .

خطر ذاتی در شرکت های مختلف و همین طور از یک حساب به حساب دیگر تغییر می کند .

مثلا ، خطر ذاتی  وجه نقد از حساب های دیگر بیشتر است یا در شرکت دارای گردش نقدی زیاد

خطر ذاتی این حساب بیشتر از شرکتی است که گردش آن کم است .

2)      خطر کنترل :

عبارت است از : احتمال اینکه کنترل های داخلی نتوانند اشتباهات و تحریفات با اهمیت در مانده یک حساب را شناسایی یا از آن جلوگیری کنند .

نمونه ای از این کنترل داخلی ، دریافت ها و پرداخت ها ، تهیه صورت مغایرت بانکی در قواصل زمانی منظم و بررسی آن توسط مدیریت مالی است .

امتحان تا اینجا

3)      خطر عدم کشف :

عبارت است از : احتمال اینکه حسابرس نتواند با روش های رسیدگی خود ، آزمون های محتوی ، اشتباهات و تحریفات با اهمیت موجود در مانده حساب را کشف کند . به عبارت دیگر خطر عدم کشف تحت تاثیر اثر بخشی آزمون های محتوای است .

کنترل های داخلی : internal controls

مدیریت هر واحد اقتصادی اهدافی را برای آن مشخص می کند . مثل : سود آوری مشخص ، میزان رشد ، رعایت قوانین و مقررات یا اهداف اجتماعی مثل : حفظ محیط زیست ، ارتقاء وجه سازمان در جامعه ، کیفیت محصولات و ... سپس مدیریت برای دستیابی به این اهداف فعالیت ها و رویه هایی را تعریف می کند در مرحله بعد مدیریت جهت کسب اطمینان مقبول از انجام این رویه ها و فعالیت ها به طور صحیح از ابزارها و روش هایی استفاده می کنند و این روش ها سیستم کنترل داخلی سازمان را تشکیل می دهد .

مهم ، اهداف سیستم کنترل داخلی :

1)      اطمینان معقول از استفاده مناسب از دارای ها منابع سازمان و جلوگیری از منابع شدن و سوء استفاده از آنها

2)      افزایش قابلیت اتکا مدارک حسابداری و گزارش گری مالی

3)      اطمینان از اینکه کلیه ی روی ها مورد نظر مدیریت به اطلاع کلیدی پرسنل در نظام سطوح سازمان می رسد و همین طور سنجش میزان رعایت آنها و تشویق به رعایت این رویه

4)      ارزیابی کارایی عملیات و عملکرد پرسنل

5)      اطمینان از رعایت قوانین و مقررات

6)      ارزیابی ریسک هایی که از داخل یا خارج سازمان متوجه اهداف سازمان هستند .

طبقه بندی کنترل های داخلی

کنترل های داخلی :

-         مهم ، کنترل های داخلی عملیاتی یا اداری

-         کنترل داخلی حسابداری ( کنترل های پایه  -  کنترل های انضباطی )

کنترل های انضباطی ( - حفاظتی – سرپرستی – تفکیک وظایف )

کنترل داخلی عملیاتی یا اداری :

1-     کنترل هایی هستند که اثری به صورت های مالی ندارند . ولی برای دست یابی به اهداف اش مثل ، کارایی و سودمندی اهداف در دوایر مختلف واحد تجاری ، استقرار می یابند . مثل : اجرای طرح های سازمانی

2-     کنترل های داخلی حسابداری ( مالی )

کنترل هایی هستند که مستقیما به قابلیت اتکا مدارک حسابداری در صورت های مالی اثر ندارند و به دنبال اهدافی از قبیل اهداف مندرج 1و2 فوق استقرار می یابد و مثل : جلوگیری از افراد غیر مسئول در محوطه ی صندوق و تهیه ی صورت مغایرت بانکی در فواصل زمانی مشخص

کنترل های پایه :

حداقل کنترل های هستند که جهت اطمینان از ثبت صحیح و کامل فعالیت ها لازم می باشد ، مثل نگهداری اسناد حسابداری و دفاتر روزنامه کل و معین یا استفاده از فرم هایی با شماره سریال چاپی و یا شمارش موجودی های کالا به صورت ادواری و مطابقت با حسابها

کنترل های انضباطی :

کنترل های هستند که جهت اطمینان از حسن اجرای کنترل های داخلی پایه و همین طور حفاظت از دارایی ها ایجاد می شود . این کنترل ها به 3 دسته تقسیم می شوند .

الف) کنترل های حفاظتی : جهت استفاده صحیح و محافظت از دارایی ها مثل سیستم اطفای حریق – پوشش بیمه ای دارایی ها

ب) کنترل های سرپرستی : جهت حصول اطمینان از حسن اجرای کنترل ها پایه ایجاد می شود . مثل : بررسی و تغییر صورت مغایرت بانکی تهیه شده توسط فرد مسئول دیگر

ج) تفکیک وظایف : یعنی تفکیک وظایف بین کارکنان و دوایر به نحوی که هیچ فرد یا دایره ای مسئولیت انجام یک معامله را از ابتدا تا انتها به عهده نداشته باشد .

تفکیک وظایف مناسب در مورد هر فعالیت باید به گونه ای باشد که موارد ذیل از یکدیگر تفکیک گردد

1-     صدور مجوز  ۲- بررسی و تایید  ۳- تصویب   ۴- اجرا  ۵-  ثبت

مثلا : هنگام فروش نسیه مدیریت واحد تجاری مجوز انجام معامله را صادر می نماید . دایره ای فروش ، فروش مربوطه را بررسی و تایید می نماید . واحد اعتبارات وضعیت مشتری را بررسی و آن را تحویل می نماید . دایره ی انبار با ارسال کالا نسبت به تحویل و ارسال کالا اقدام می نماید . اجرا و در نهایت واحد حسابداری آنرا ثبت می نماید .

اجزاء کنترل های داخلی :

کنترل های داخلی از 3 جزء تشکیل می شود .

1-     محیط کنترلی

2-     سیستم حسابداری

3-     روش کنترل

 محیط کنترل :

محیط کنترلی چهارچوب با زمینه ی استقرار سیستم کنترل می باشد . و تشکیل شده از مجموعه عواملی است که برای نیل به سیاست ها و رویه های واحد تجاری طراحی می گردد ، عمدتا شامل موارد زیر می باشد .

1-     طرز تفکر مدیریت  : برخی مدیران نسبت به گزارشگری مالی و یا پذیرش مخاطرات تجاری ریسک گریز بوده و نرخ ریسک پذیر ، مدیران ریسک پذیر ممکن است در تصمیمات خود برخی کنترل های داخلی را نادیده بگیرند

2-     پرسنل شرکت : کارکنان از بهترین جنبه های ابطال کنترل داخلی می باشد و * بودن محیط کنترلی به ویژگی کارکنان آن محیط بستگی دارد . اگر کارکنان دارایی شایستگی لازم بوده و قابل اطمینان باشند اجرای روش های کنترل نیز موثر خواهد بود

3-    حسابرسی داخلی :

حسابرسی داخلی یکی دیگر از ارکان داخلی محیط کنترل است و هدف آن کمک به مدیریت جهت حصول اطمینان از اجرای سیاست های شرکت است .

4-    کمیته ی حسابرسی

کمیته ی حسابرسی متشکل از اجراء غیر موظف هیات مدیره بوده و مسئولیت ایجاد ارتباط با هیات مدیره و حسابرس مستقل و حسابرسی داخلی را به عهده دار و مسئول نظارت بر تهیه گزارشات مالی است و به عنوان عاملی باز دارنده از زیر یا گذاشتن کنترل های داخلی توسط هیئت مدیره عمل می نماید .

به ترتیب   هیئت مدیره – کمیته حسابرسی – حسابرسی داخلی = حسابرسی مستقل

2-سیستم حسابداری

در واقع جزئی از محیط کنترلی است ولی به دلیل اهمیت آن به طور جداگانه ذکر می گردد ، سیستم حسابداری در برگیرنده فرایند جمع آوری داده ها ، ثبت داده ها ، پردازش داده ها و گزارش آنها به افرادی ذی نفع است . و بدین طریق مسئولیت کنترل خود را از طریق گزارشات صحیح ایفا می نماید . از آن جایی که دایره حسابداری از سراسر سازمان داده ها را جمع آوری و با هم تطبیق می کند . نقش مهمی در جلوگیری از اشتباهات و اصلاح آنها ایفا می کند  . مثلا تطبیق مقدار فاکتور فروش با حواله های انبار و سفارش مشتری

3-روش های کنترل

مدیریت اجرایی برای حصول اطمینان از اینکه رویه های مورد نظر برای دست یابی به اهداف سازمان به نحو صحیح انجام می شوند کنترل هایی را مستقر می کند که روش های کنترلی نامیده می شوند .

اهداف روش های کنترل به شرح زیر است .

1)      صدور مجوز و تصویب صحیح معاملات

2)      تفکیک صحیح مسئولیت ها

3)      مطابقت دارایی ها با اسناد و مدارک آنها

4)      ارزیابی عملکرد پرسنل و دوایر به نحوی صحیح

محدودیت های ذاتی سیستم کنترل داخلی :

سیستم کنترل داخلی هیچ موقع اطمینان مطلق ایجاد نمی کند . چرا که همواره با محدودیت هایی مواجه است برای مثال : محدودیت های ذاتی ذیل در هر سیستم کنترل داخلی وجود خواهد داشت .

1)      فزونی منافع بر مخارج ، بدین معنی که کنترل های داخلی بر قرار می شود که منافع آنها بیش از مخارج آنها باشد .

2)      خطاهای سهوی انسانی ناشی از قضاوت اشتباه ، خستگی ، بی حوصله گی

3)      تبانی کارکنان

4)      مدیریت ارشد سازمان : به خاطر قدرتش کنترلهای داخلی را زیر پا بگذاری

نامه مدیریت :

پس از اتمام حسابرسی ضمنی ، حسابرسان توسط نامه مدیریت نقاط ضعف مشاهده شده در سیستم کنترل داخلی را به انضمام پیشنهادات اصلاحی برای رفع آنها به اطلاع هیئت مدیره می رساند .

اتکا بر کار حسابرسان داخلی :

هر چه حسابرسان داخلی وظیفه خود را با اثربخشی بیشتر و به صورت بی طرف انه انجام دهند . باعث تقویت ها کنترلهای داخلی می گردد در این حالت حسابرسان مستقل می توانند از مدارک و گزارشات حسابرسان داخلی استفاده کنند . مشروط بر اینکه :

1)      نتیجه کار آنها را ارزیابی کنند .

2)      آزمونهای محتوی را به آنها واگذار نکنند . و حتما خود انجام دهند .

شواهد حسابرسی :

طبق استاندارد سوم اجرای عملیات حسابرسی

شواهد کافی و قابل اطمینان باید از راه بازرسی ، مشاهده ، پرسو جو و دریافت تائیدیه کسب شود تا مبنی معقول برای اظهار نظر نسبت به صورتهای مالی حاصل شود .

شواهد کافی و قابل اطمینان :

1)      کافی بودن شواهد : معیار کمی است و بسته به شرایط کار و قضاوت حرفه ای حسابرس می باشد .

2)      قابلیت اطمینان شواهد : معیاری کیفی است و عوامل زیر بر این معیار اثر گذارند :

5-     وجود سیستم کنترل داخلی قوی

6-     دریافت شواهد از منابع یا اشخاص خارج شرکت . مثل : تائیدیه از بانک

روش های کسب شواهد حسابرسی

حسابرسی با استفاده از یک یا چند روش زیر اقدام به کسب شواهد حسابرسی می نماید .

1)      مشاهده عینی :  مثل : مشاهده دارایی های ثابت و موجودی ها

2)      مدارک کتبی :  مثل : اسناد مالکیت ، اظهار نامه مالیاتی

3)      سندی یا رسیدگی به اسناد حسابداری : که به معنای مطابقت مدارک زمینه اسناد حسابداری با ارقام و حسابهای بدهکار و بستانکار شده سند حسابداری

4)      روش تحلیلی : بررسی ارتباط بین اقلام ترازنامه و سود و زیان نسبت به دوره مشابه سال قبل ، بودجه و شاخص صنعت روشهای تحلیلی می گویند .

5)      محاسبات : محاسبات عبارت است از ، کنترل صحت محاسبات مدارک اولیه و مدارک حسابداری و یا انجام محاسبات مستقل توسط حسابرس . مثال : محاسبات مربوط به بهره وام ها .

6)      نظرات کارشناسان : حسابرسان ممکن است حین رسیدگی های خود به شواهدی نیاز داشته باشند که مستلزم کارشناسی است . مثلا : تعیین مقدار دارایی هایی مانند مواد کانی انبار شده به صورت فله ، نظر حقوقی در مورد تفسیر مفاد قراردادها و قوانین و مقررات مربوطه .

7)      تائیدیه مدیران : طبق استانداردهای حسابرسی حسابرس باید در هر کار حسابرسی تائیدیه مناسب از مدیران دریافت کند که در آن تائیدیه مهمترین اظهارات شفاهی صاحب کار در طول دوره مورد رسیدگی خلاصه شده باشد ، تائیدیه مدیران باید روی سر برگ واحد مورد رسیدگی و خطاب به حسابرس باشد . و به تاریخ آخرین روز اجرای عملیات حسابرسی ( تاریخ گزارش حسابرسی نیز می باشد ) دریافت شود ، مهم

 خطر نمونه گیری یعنی اینکه حسابرسان در نمونه گیری خود دچار اشتباه شوند .

خطر نمونه گیری در آزمون های کنترل :

-         خطر اتکای کمتر از واقع بر سیستم کنترل داخلی : یعنی خطر اینکه نمونه گیری حسابرسان باعث شود بر یک روش کنترل داخلی کمتر از آنچه که می بایست اتکا کنند ، در این حالت حسابرسان خطر کنترل را در سطح بالا برآورد می کنند . در نتیجه آزمون های محتوی را بیش از حد لازم اجرا خواهند کرد که این امر کارایی حسابرسی را کاهش می دهد .

-         خطر پیش واقع بر کنترل سیستم داخلی : یعنی اینکه در نمونه گیری حسابرسان اشتباها بر یک روش کنترل داخلی بیش از آنچه که باید ، اتکا کنند . در این حالت حسابرسان خطر کنترل را در سطح پائین تعیین کرده و در نتیجه از آزمون های محتوی کاسته می شود .این امر بر اثر بخشی حسابرسی تاثیر دارد .

خطر نمونه گیری در آزمون ها محتوی : مهم

-         خطر درد نادرست ( آلفا ) : یعنی خطر اینکه نتایج نمونه بیان کننده اشتباه یا تحریف با اهمیت در مانده یک حساب باشد . در حالیکه در واقع چنین نباشد .

-         خطر پذیرش نادرست ( بتا ) : یعنی خطر اینکه نتایج نمونه سبب شود که حسابرسان تشخیص دهند مانده یک حساب فاقد اشتباه یا تحریف با اهمیت است ، در حالیکه که در واقع چنین نباشد . خطر پذیرش نادرست به موثر بودن رسیدگی حسابرسان مربوط می شود و از آنجائیکه سبب اظهار نظر نادرست درباره صورت های مالی می شود ، بیشتر مورد توجه حسابرسان است .